Posts Tagged ‘عراق’

تکه کتاب (شماره یک)

اکتبر 2, 2008

منطق مصری!

(( کشورهای عربستان سعودی، کویت، اردن و مصر با تمام توان انواع کمک‌ها را به عراق گسیل داشتند… .نیروهایی نیز از ارتش مصر برای جنگیدن در کنار عراقی‌ها به عراق آمدند… .بعضی از آن‌ها در همان روزهای اول گریختند. یکی از افسران عراقی لشکر دوازدهم عراق سرهنگ صبحی الدجیلی از فراریان مصری پرسید: » آیا می‌دانید مردم عراق به فراریان از جبهه ترسو می‌گویند؟» یکی از مصری‌ها پاسخ داد: «ای عمو… اگر صد بار به ما بگویند ترسو بهتر از این است که یک بار بگویند خدا بیامرز! «

– اعترافات/ نوشته سرهنگ عراقی عبدالعزیز قادر السامرائی
مترجم: عبالرسول رضاگاه

گاهی از لای خطوط کتاب ها جملاتی می بینی که دوست داری برای خودت ماندگارشان کنی. یا نه، ماندگار هم نه… دوست داری چند وقت یک بار لااقل مرورشان کنی.
یک دسته دیگر به تگها اضافه کردم به نام: «تکه کتاب». هر از گاهی اگر معجزه ای شد و کتابی خواندم، اگر چیز جالبی (حداقل برای خودم) بین خطوط پیدا کردم اینجا اضافه می کنم.

یا حق…

غول چراغ جادو؛ بفرمایید دموکراسی

دسامبر 12, 2007

سلام بچه ها، چطورید؟

-بچه های عراقی:سلام، تو دیگه کی هستی؟

بفرمایید دموکراسی میل کنید

-اِ، منو نمی شناسید؟؟؟ من غول چراغ جادو ام دیگه!(از نوع امریکایی البته،)

-خوب که چی؟

-ای بابا؛ خو هرچی می خواید بگید تا براتون ردیف کنم، اونم سه سوته.

-خوب ما امنیت میخوایم؛

– بنگ بنگ…(چیه، صدای شلیک گلوله نشنیدید؟)

-ما رفاه میخوایم؛

-بنگ بنگ…

– ما دموکراسی می خوایم

-بفرمایید اینم دموکراسی (این پایین دموکراسی هم براتون دارم؛بوووم … دیگه چی میل دارید؟؟؟؟تعارف نکنید هان!)

 

...اینم از این، نبود دیگه...