Archive for نوامبر 2008

فرهنگ سازي!

نوامبر 22, 2008

 

ساعت 8-9 بود و هوا هم دیگر تاریک شده بود. سوار مترو که شدم واگن خلوتِ خلوت بود. توی واگن من نشسته بودم به علاوه سه چهار نفر دیگری. همین که نشستم یک مجله در آوردم و شروع کردم به خواندن. یکی دو دقیقه گذشت نظرم جلب شد به مردی که رو به رویم نشسته بود. میان‌سال بود و به نظر کارگر خسته‌ای می آمد که بعد از یک روز سخت با لباس‌های کثیف و موهای در‌هم و برهم داشت به خانه‌اش بر می‌گشت.
از روی صندلی بلند شد و آمد کنار من. خم شد و یک برگه روزنامه را که پیش پایم افتاده بود برداشت و برگشت سر جایش. چه فکرهایی که نکردم، یک آفرین آبدار به خودم تقدیم کردم که: بارک ا… تو باعث پیشرفت فرهنگ مطالعه شدی و آفرین و احسنت و….
یک دقیقه بعد که سربلند سرم را بالا بردم مرد را دیدم که یک دستی روزنامه را گرفته روی سرش!. حق داشت، کولرهای مترو حسابی کار می کردند و باد سرد بد جوری به سر و کول آدم می خورد!

Advertisements

وقتي كه بازي تمام مي‌شود!

نوامبر 18, 2008

gameover

توضيح هم كه لازم نيست! D: