تلخِ شیرین

نشسته بودم و با عبدالرضا(هم خوابگاهی‌ام) شب امتحان همینطور گپ می‌زدم. صحبت رفت سمت مریضی و دوا و قرص…رفت سمت شربت دیفن هیدرامین، گفتم: یادم می‌یاد قدیما این شربت‌ها تلخ بودن، ولی الان که دارم می‌خورم شیرینند. دیگر مردم حال خوردن شربت تلخ هم ندارند.

رضا گفت: آره، قدیما شربت‌ها تلخ بودن، ولی زندگی شیرین بود …!

 

پر بی‌راه هم نمی گفت!

برچسب‌ها: , , ,

5 پاسخ to “تلخِ شیرین”

  1. حامد Says:

    البته مكتب محل كتب به معني نوشتن نيست. و اينكه سايت تان فيلتر شده. خبري هست؟ بگوييد ما هم چيزي بنويسيم و فيلتر شويم و كلاس پيدا كنيم..

  2. میرحسین Says:

    گاهی اوقات علت این بود‌ها و نبودها داخلی‌ست، ولی گاهی از اوقات هم… بگذریم.
    دیفن هیدرامین اساسا خوشمزه نبوده

  3. قرار شبانه Says:

    که گر تلخ است شیرین است…

  4. عباسحسیننژاد Says:

    نه خوب گفته ها!

  5. حسین جعفریان Says:

    قدیم را نمیدانم
    ولی مطمئنم الان خیلی مزخرف است
    البته فکر که میکنم میبینم همیشه همهی چیز و همه جا مزخرف بوده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: