Archive for سپتامبر 2008

تلخِ شیرین

سپتامبر 12, 2008

نشسته بودم و با عبدالرضا(هم خوابگاهی‌ام) شب امتحان همینطور گپ می‌زدم. صحبت رفت سمت مریضی و دوا و قرص…رفت سمت شربت دیفن هیدرامین، گفتم: یادم می‌یاد قدیما این شربت‌ها تلخ بودن، ولی الان که دارم می‌خورم شیرینند. دیگر مردم حال خوردن شربت تلخ هم ندارند.

رضا گفت: آره، قدیما شربت‌ها تلخ بودن، ولی زندگی شیرین بود …!

 

پر بی‌راه هم نمی گفت!

مرگ تدریجی یک تیتر

سپتامبر 5, 2008

مرگ تدریجی یک رویا

مرگ تدریجی یک مرد

مرگ تدریجی یک مجلس

مرگ تدریجی یک کارگردان

مرگ تدریجی یک بانو

مرگ تدریجی یک قصه

حالا جای خالی را شما پر کنید: مرگ تدریجی یک …….!

این روزها اینقدر از این نوع تیترها استفاده شد و دیدم که دست آخر مجبور شدم تیتر بزنم: مرگ تدریجی یک تیتر!