انا لله و…

امروز دفتر نشریه آینده سازان و بیش آقا مهدی بودم.جالب بود، کلی با هم گپ زدیم و یه سری هم رفتیم سینما و» چهار انگشتی » رو نگاه کردیم.از سرویس جا موندم و مجبور شدم که پیاده برم به طرف خوابگاه.وقتی رسیدم بچه ها خبری رو به من دادند که باورش واقعا تا چند دقیقه برام ممکن نبود؛ نتونستم هضمش کنم.یکی از دوست هام  مرده بود.
… … …. …..شکه شدم، فقط یه سال از من بزرگتر بود و چه پسر گلی بود. به خدا هنوز هم سخت داره باورم میشه، همون کسی که یکی دو ماه پیش داشتیم با هم صحبت می کردیم وشوخی؛ الان دیگه بین ما نیست.تو رو خدا براش دعا.
 مثل این که یه تلنگر، نه یه مشت محکم بهم زدن: هی تو، حواست کجاست؟ حواست رو جمع کن، معلوم نیست تو کی قراره بری؛ چی کار داری می کنی، کجا داری میری؟ هان!؟!!

تو رو خدا بیایید یه کمی هم به لحظه مرگمون فکر کنیم؛ شاید توی رفتارمون یه کم تغییر بدیم، شاید…

-الفاتحه مع الصلوات

امام علی(ع):ای مردم!…برای مرگی آماده باشید که اگراز آن فرار کنید شما را می یابد و اگر بر جای خود بمانید شما را میگیرد و اگر فراموشش کنید شما را از یاد نبرد. (یکی از حکمت های نهج البلاغه)

برچسب‌ها: , ,

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: